مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - نتیجه گیری
تألیفی» میگویند. ولی «جعل بسیط» جعل ذات شیء است، جعل وجود شیء است [١].
نتیجه گیری
پس در جعل تألیفی یک «مجعول» داریم و یک «مجعولٌ له»، که «مجعول له» قطع نظر از جعل، تحقق و تعینی دارد ولی در جعل بسیط مجعول و «مجعول له» نداریم؛.
[١]. سؤال: در مثال معلم و متعلم باز هم جعل بسیط است زیرا بالاخره علم هم یک چیزی است که قبلًا خارجیت نداشت و در وجود متعلم جعل شد. بنابراین در اینجا جعل، جعل بسیط است و در واقع همه جعلهای تألیفی جعل بسیط است. مثلًا در «جعله قائماً» هم، قیام در خارج وجود نداشت و بعد قیام برای زید حاصل شد.
استاد: نه، همه جعلها جعل بسیط نیست. شما در باب قیام و امثال آن این مطلب را خواندهاید که قیام چون عرض است وجود لنفسه ندارد، یعنی «وجوده لنفسه عین وجوده لغیره».
سؤال: ولی دو وجود است.
استاد: دو وجود نیست. اشتباه شما در همین جاست. یکوقت هست که میگویید قیام دو وجود دارد، یک «وجود لنفسه» دارد که جاعل آن را جعل میکند و بعد قیام را برای زید قرار میدهد (یجعل القیام، ثم یجعل القیام لزید». در این صورت ما دو جعل در اینجا داریم. این در صورتی است که دو وجود در اینجا داشته باشیم. یکوقت میگویید نه، یک وجود است ولی اضافه این وجود با وجود دیگر امری است غیر از خودش، یعنی زائد بر ذاتش است. در این صورت، ابتدا «یجعل وجود القیام، ثم یجعل هذا الوجود مضافاً لغیره»؛ یعنی ابتدا وجود قیام را جعل میکند و در مرتبه بعد، رابطه و اضافه میان زید و قیام را برقرار میکند که آنها که قائل به صیرورت بودند تقریباً چنین حرفی میزدند.
هیچ کدام از این دو صورت درست نیست. «وجود لنفسه» قیام عین «وجود لغیره» آن است و آن اضافهای که در اینجا هست مقوم وجود است. چنین نیست که این وجود دو وجود باشد یک «وجود لنفسه» و یک «وجود لغیره». همچنین اینطور نیست که یک وجود باشد ولی اضافه، زائد بر وجود باشد؛ اصلًا نحوه وجود، نحوه وجود تعلقی است. بنابراین اگر ما جعل قیام را «جعل بسیط» بنامیم به حسب اعتبار است نه اینکه در اینجا واقعاً دو چیز داشته باشیم، یعنی اینچنین نیست که جعل قیام مستقل از «جعل زیدٍ قائماً» باشد.
سؤال: به هرحال بعد از جعل، یک زیدی است و یک قیامی.
استاد: ما که نگفتیم وجود قیام عین وجود زید است، گفتیم «وجود القیام لنفسه عین وجوده لزید».
وجود زید یک ماهیت دارد، وجود قیام ماهیت دیگری دارد، ولی همین ماهیت قیام، وجودش وجود تعلقی است.
سؤال: پس جعلِ وجودِ تعلقی شد که میشود جعل بسیط.
استاد: شما که میگویید جعلِ وجود تعلقی، خیال کردهاید تعلق زائد بر وجود است در حالی که اینطور نیست. در اینجا وجود ناعت یعنی جعل الصفة است. «جعل الصفة بما انها صفةٌ» با «جعل هذا الموصوف متصفاً بهذه الصفة» یکی است. این را جعل تألیفی میگوییم.