مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦ - دو جهت احتیاج به ماده
دو جهت احتیاج به ماده
مرحوم آخوند سپس امر دیگری را بیان میکند و آن امر- که در ضمن آن، بحث عرض را اصلًا مطرح نکرده است- این است که احتیاج به ماده، ممکن است از دو جهت باشد: یک جهت احتیاج این است که ماده «مرجح» وجود اموری است که نیاز به ماده دارند، یعنی همانکه ما از آن تعبیر به «شرط وجود» میکنیم. علت تامه، تام الفاعلیه است ولی امر نیازمند به ماده، احتیاج دارد به شرطی که آن شرط، «مرجح وجود» آن باشد. وقتی این شرط، مرجح وجود شیء شد، وجودش از ناحیه واجب الوجود افاضه میشود. بنابراین اموری که احتیاج به ماده دارند، چه عرض، چه صورت و چه نفس، جهت نیازشان به ماده این است که احتیاج به یک «مرجح وجود» دارند.
علاوه بر این نیاز، صورت (و همچنین عرض) از یک جنبه دیگر به ماده نیاز دارند.
این جنبه دیگر همان بحثی است که در اوایل طبیعیات منظومه هم تحت عنوان «تلازم ماده و صورت» آمده است. در آنجا بیان میکنند که ماده و صورت هر کدام از چه جهتی به یکدیگر نیاز دارند. میگویند صورت، مقوم است و بنابراین احتیاج ماده به صورت در «تقوم» است، اما احتیاج صورت به ماده در «تشخص» است.
مقصود از «تشخص» در اینجا آن تشخص مصطلح نیست، بلکه مراد «عوارض مشخِّصه» است. عوارضی که برای صورت پیدا میشود تابع خصوصیات ماده است.
اینجا همین قدر میگوید که پس همه این امور، نیازمند ماده هستند از جنبه مرجح وجود بودن ولی صورت یک نیاز دیگری هم دارد و آن این است که از جهت تشخص هم نیازمند به ماده است. بعد ایشان میفرماید که نفس فقط از جنبه اول نیاز به ماده دارد و اضافه میکند که نحوه احتیاج و تعلق نفس به بدن و رابطه میان نفس و بدن از جمله مسائلی است که در مباحث نفس خواهد آمد.
در آخر «تنبیه» اشاره میکنند به مطلبی که چندان نیاز به توضیح نداشت و آن این است که امکانی که ما در مورد مادیات گفتیم و اسمش را «امکان استعدادی» گذاشتیم فقط در مادیات و در حادثات زمانی وجود دارد ولی در مبدعات و در مجردات وجود ندارد. امکان در مجردات همان امکان ذاتی است که صرفاً یک مفهوم عقلی محض است و هیچ عینیت خارجی ندارد.