مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - « نظامِ شدن » در عالم
شده است ولی چیز جدیدی که قبلًا نبوده در اینجا به وجود نیامده است. یکی از دلایلی که برای این مطلب ذکر شده این است که اگر چیز جدیدی بخواهد به وجود بیاید لازم میآید «عدم» تبدیل به «وجود» بشود. عدم که تبدیل به وجود نمیشود؛ پس اساساً هیچ چیزی وجود پیدا نمیکند. این نظریهای است که در دنیای قدیم مطرح بوده است و در دنیای جدید هم کم و بیش طرفدارانی دارد. فیلسوفی در یونان قدیم به نام پارمنیدس که از فلاسفه الیایی است حتی منکر حرکت در خارج شده است. میگوید هیچ چیزی در عالم حدوث پیدا نمیکند و حرکت هم یک امر ظاهری است. این یک نوع طرز فکر در این باب است.
یک طرز فکر دیگر این است که اشیائی دائماً در عالم معدوم میشوند و اشیاء دیگری از نو به وجود میآیند. نظریهای عرفا دارند که از آن کم و بیش این مطلب را میشود استنباط کرد، گو اینکه آنها هیچ مطلبی را به شکل فلسفی اظهار نمیکنند.
نظریه «تجدد امثال» که نظریه خاصی در میان عرفاست شبیه مطلبی است که عرض کردیم. عرفا معتقدند که عالم دائماً در حال معدوم شدن و موجود شدن است. اگرچه آنها هم شاید معدوم شدن واقعی را قائل نیستند، آنچه که آنها میگویند «قبض و بسط» است یعنی عالم یک حالت بسطی پیدا میکند و دوباره منقبض میشود، مثل نوری که آن را پخش کنند و بگیرند، پخش کنند و بگیرند [١].
شاید نظر اغلب مردم عامی اینطور باشد که چیزی که به وجود میآید نیست مطلق بوده و سپس به وجود آمده است. اما آنچه مسلماً به عنوان نظریه سوم میتواند در اینجا مطرح شود نظریه فلاسفه است که آن را بعد طرح میکنیم. پس ما عجالتاً در عالم چیزی به نام حدوث اشیاء داریم.
« نظامِ شدن » در عالم
امر دیگری که ما در این عالم میبینیم و برای ما محسوس است این است که امری که حادث میشود صد درصد از کتم عدم به وجود نیامده است یعنی اینطور نیست.
[١]. سؤال: آیا این همان نظریه کمون و بروز است؟.
استاد: کمون و بروز باز معنایش این است که هیچ چیزی از نو وجود پیدا نمیکند. آن را میخواستم عرض کنم ولی لزومی نداشت. نظریه کمون و بروز این است که هرچیزی که ما خیال میکنیم تازه است یک شیء مخفی است که ظهور پیدا کرده است و الّا در واقع هیچ چیز تازهای نیست.