مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - پاسخ اشکال فخر رازی در مورد ماده
میآید.
ولی به نظر دقیقتر، همانطور که علمای اصول میگویند خود مصدر هم باز یک مادهای دارد. آنچه که اصل همه اینهاست مصدر نیست، چون مصدر هم مجموع ماده و صورت است. آن ماده ضاد و راء و باء که در «ضَرَبَ» هست، در «ضَرَبَ» صورت سه فتحه متوالی را دارد و در «ضَرْب» صورت دیگری دارد همچنان که «یضْرِبُ» باز ماده است با صورت دیگری. آن مادهای که اصلِ همه اینهاست مادهای است که هیچ صورتی ندارد که میشود ضاد و راء و باء بدون هیچ حرکت، ولی ماده ضاد و راء و باء بدون هیچ حرکت قابل وجود پیدا کردن در خارج نیست گرچه قابل تعقل هست. ما این ماده را به این شکل تشخیص میدهیم که وقتی میبینیم که «ضَرْب»، «ضَرَبَ»، «یضْرِبُ» و «ضارب» داریم همین قدر تشخیص میدهیم که چیزی هست که در یک جا «ضَرْب» است و در جای دیگر «ضَرَبَ» و در جای دیگر «یضْرِبُ» و یا «ضارب». آن چیز غیر از آن چیزی است که در یک جا «نَصْر» است و در جای دیگر «ناصر» و یا «ینصر». اما خود آن را بهطور مستقل در ذهن خودمان حتی تصور و تخیل هم نمیتوانیم بکنیم. این ماده قابل وجود پیدا کردن به نحو مستقل نیست قابل احساس هم قهراً نیست و قابل تخیل هم نیست ولی قابل تعقل کردن هست. پس اصل کلام چیست؟ اصل کلام آن چیزی است که در میان همه اینها وجود دارد ولی خودش محال است که مستقل از یکی از اینها وجود پیدا کند.
ماده چیزی نیست که در مرتبه قبل، وجود داشته باشد و در مرتبه بعد، صورت به آن عارض شده باشد. اگر چیزی در مرتبه قبل وجود داشته باشد و در مرتبه بعد چیزی عارض آن شود آن چیز موضوع است و آن دیگری عرض. ماده چیزی است که در ضمن این شیء و در ضمن آن شیء وجود دارد و وجود داشتن در درجه اول مال صورت است و در درجه دوم مال ماده. این است که حکما میگویند:«الفیض یمرّ من الصورة الی الماده».
فخر رازی خیال کرده است که چیزی که حکما ماده مینامند امری است که اول وجود دارد و بعد صورتی در آن حلول میکند و یا بر آن عارض میشود و لذا برای آن، اثر مستقل قائل شده و میگوید شاید این خاصیت مال صورت نباشد بلکه مال ماده باشد. این ماده، قوّه محض و استعداد محض است و هیچ خاصیتی غیر از قبول ندارد و آن چیزی که ماهیتش قبول محض است محال است در اشیاء، مختلف و