مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - ایراد فخر رازی بر برهان چهارم
مینامند و دوم آن چیزی که آن را «صورت جسم» میگویند و سوم «خاصیت جسم». از سومی یعنی خاصیت جسم شروع میکنیم.
خاصیت جسم قبول ابعاد ثلاثه است؛ اینکه جسم سه بعد طول و عرض و عمق را میپذیرد. البته این معنایش این نیست که هر جسم باید سه بُعد مشخص داشته باشد بلکه معنای اینکه جسم دارای ابعاد ثلاثه است این است که جسم به حیثی است که میتوان در آن سه خط عمود بر یکدیگر فرض کرد. در تعریف جسم گفتهاند:«جوهر یمکن ان یفرض فیه خطوط ثلاثة متقاطعة علی زوایا قوائم». پس لزومی ندارد که جسم خطوط یا ابعاد سه گانه مجزا از یکدیگر داشته باشد [١]. فخر رازی میگوید شک ندارد که در این صفت و در این لازم همه اجسام با یکدیگر اشتراک دارند.
حال میرویم سراغ صورت جسم و به عبارت دیگر «صورت جسمیه» که همان است که در آن، فرض امکان خطوط ثلاثه متقاطع میشود. فخر رازی میگوید دلیلی نداریم که صورت جسمیه در همه اجسام یکی باشد. آنچه ما میدانیم که همه اجسام در آن صد درصد مشترک هستند همان خاصیت قابلیت ابعاد سه گانه است که آن هم از عوارض و اوصاف است، اما اینکه صورت جسمیه همه اجسام یک چیز باشد دلیل نداریم.
بعد فخر رازی اشکالی را مطرح کرده و جواب داده است. اشکال این است که صورت جسمیه نمیتواند در اجسام، مختلف باشد زیرا از اینکه خاصیت صورت جسمیه در همه اجسام یکی است معلوم میشود که صورت جسمیه هم یکی است.
فخر رازی پاسخ میدهد که مانعی ندارد که امور متخالف، لازم واحد داشته باشند.
دلیلی نداریم بر اینکه امور متخالف و متباین نمیتوانند لازم واحد داشته باشند.
شاید صورتهای جسمیه در اجسام مختلف باشد و در عین حال همه اجسام در این.
[١]. از جمله سؤالاتی که ابوریحان از بوعلی کرده است و در واقع ایرادهایی که ابوریحان بر نظریات حکما گرفته یکی همین است که شما میگویید لازمه جسم این است که خطوط سه گانهای داشته باشد. بعد مثال آورده که در مکعب بیش از سه خط وجود دارد و در کره هیچ خطی وجود ندارد. در مورد کره، بوعلی گفته است که مقصود حکما این نیست که هر جسمی الزاماً باید سه خط متقاطع داشته باشد، بلکه مقصودشان این است که جسم به حیثی است که قابلیت این را که سه خط در آن فرض بشود دارد.