مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩ - دو نکته بر اساس حرکت جوهری
اشد وجه نیازمند به علت است [١].
دو نکته بر اساس حرکت جوهری
بعد مرحوم آخوند بیانی را که در دو سه سطر قبل بر مبنای قوم کرده بود و فقط در مورد حرکات عرَضی صدق میکرد اصلاح میکند به نحوی که هم در مورد حرکت عرضی صادق باشد و هم در مورد حرکت ذاتی جوهری. میگوید ما قبلًا گفتیم که موضوع حرکت باید از حیثی بالفعل باشد و از حیثی بالقوه. این فقط در باب حرکات عرضی صدق میکند.
حال باید عبارت را اینطور اصلاح کنیم که حرکت نیازمند به موضوع و قابلی است که یا از یک جهت بالقوه است و یا از همه جهات بالقوه است. چون در حرکت جوهری اگر موضوعی مثل هیولای اولی فرض شود، موضوع حرکت از همه جهات بالقوه است و از هیچ جهت بالفعل نیست. پس اینکه ما گفتیم که موضوع حرکت باید «بالقوه من جهة» باشد به صورت «إما بالقوه من جهة و إمّا بالقوة من کل جهة» اصلاح میکنیم.
اصلاح دیگر در مورد فاعل حرکت است. گفتیم که فاعل حرکت باید بالفعل باشد یعنی کمال وجودی حرکت را داشته باشد ولی خود حرکت را هرگز ندارد. به عقیده آنها فاعل حرکات عرضی، طبیعت است و طبیعت حرکت ندارد. این را باید به این نحو اصلاح کنیم که فاعل حرکت یا این است که از جهت حرکت، بالفعل است یعنی خودِ حرکت را دارد و یا از همه جهات بالفعل است. در حرکات عرضی، بر مبنای ما، فاعل حرکت هم خودش حرکت است، چون جوهر مبدأ حرکت عرضی.
[١]. سؤال: در حرکت جوهری که پذیرشی در کار نیست مرحوم آخوند نیاز داشتن به محرک را به چه ملاکی اثبات میکند؟.
استاد: سؤال خوبی است. اینجا که میگوییم پذیرش در کار نیست نمیگوییم پذیرش به هیچ نحو در کار نیست. وقتی که میگوییم متحرک با حرکت یک چیز است یا دو چیز، در عین حال این بحث مطرح میشود که آیا در اینجا قابل وجود دارد یا وجود ندارد که مسئله هیولای اولی مطرح میشود.
مرحوم آخوند قبول میکند که قابلْ هیولاست ولی هیولی و صورت در خارج متحدند. آنطور که معروض، موضوع عرض است هیولی موضوع صورت نیست. هیولی قابل صورت هست ولی موضوع صورت نیست. آنچه ما نفی کردیم این بود که حرکت با موضوعش دو چیز نیست ولی مسئله قابل را ما نفی نکردیم. مسئله قابل بعدها مطرح خواهد شد.