مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - تلقی فلاسفه اسلامی
ما تسلسل را محال بدانیم. چه مانعی دارد که هر حرکتی از ناحیه محرکی در زمان قبل از خودش باشد و آن محرک هم به محرک قبل از خودش متحرک باشد و آن محرک هم به محرک قبل از خودش متحرک باشد؟ چه مانعی دارد که همینطور تا ازل که پیش برویم قبل از هر متحرکی محرکی وجود داشته باشد؟.
ما الآن حرکتی در عالم میبینیم. مثلًا برگ درختی حرکت میکند. این حرکت معلول حرکت هواست. در لحظه قبل [١] هوا حرکت کرده و حرکت هوا خودْ معلول امر دیگری مثل اختلاف درجه حرارت است و این خود معلول حرکت دیگری است. چه مانعی دارد که تا ازل که پیش برویم به یک محرک اول نرسیم؟.
میگویند ارسطو چنین خیال کرده که عالم از اول ساکن خلق شده است، مثل کارخانهای که ابتدا آن را ایجاد میکنند و بعد آن را به کار میاندازند. ارسطو فکر کرده است که عالم مثل یک کارخانه، انگشتی میخواهد که جریان داخلی آن را به حرکت دربیاورد و محرک نخستین ارسطو مانند انگشتی در ماورای عالم است که برای اولین بار حرکتی ایجاد کرد که آن حرکت، حرکت دیگری پدید آورد و همین طور. میگویند لزومی ندارد که ما ابتدا عالم را ولو در یک لحظه ساکن فرض کنیم تا نیازی به محرک اول در کار باشد. البته این را به صورت یک امر غیرقطعی ذکر میکنند. این ایراد بر تصوری که معمولًا فرنگیها از برهان محرک اول ارسطو دارند وارد است.
تلقی فلاسفه اسلامی
تصوری که فلاسفه اسلامی از برهان محرک اول ارسطو دارند غیر از این است. در بیانی که عرض کردم، علتها را «زمانی» در نظر گرفتهاند، یعنی حرکت برگ، معلول محرکی در زمان قبل از خودش است و حرکت آن محرک هم معلول محرکی در لحظه قبل از خودش. بعدها در همین فصل و در جاهای دیگر خواهیم دانست که فلاسفه اسلامی معتقدند که ارسطو اینطور فکر میکرده است که علتِ اصلی هر حرکتی، نیرویی است که زماناً همراه آن حرکت است نه آن چیزی که در لحظه قبل.
[١]. [در همین صفحه استاد توضیح میدهند که آوردن کلمه «قبل» در اینجا بر اساس تقریری غیر از تقریر فلاسفه اسلامی است. در جلسه سیزدهم نیز تحت عنوان «یک مثال» در این باره بحث شده است.]