المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٠٨ - مقاله شارح در جواب ابن هشام
قوله: بخلاف الخفى منهما: ضمير در « منهما » به كسر و ياء راجع است.
قوله: فتأمّل: مرحوم ابو طالب در حاشيه فرموده:
امر به تأمّل اشاره است به اينكه مقصود مصنّف از عبارت « يجوز ان يمنع و ان لا يمنع» عدم تحتم استحسانى است نه عدم تحتم حقيقى.
و مقصود از « عدم تحتم استحسانى» آنست كه اماله و عدم آن هردو جايز است ولى وجود آن بهتر مىباشد.
قوله: فى المسئلتين: مقصود از دو مسئله مذكور دو مسئله ذيل مىباشد:
١- عدم جواز اماله سبب غير متّصل.
٢- جواز كف از اماله به سبب منفصل.
قوله: و قوّاه ابن هشام: ضمير منصوبى در « قوّاه » به كلام ابن عصفور راجع است.
قوله: رادّا به على المصنّف: ضمير در « به » به كلام ابن عصفور راجع است.
قوله: و اتيانه بقد يشعر بانّه قد لا يكف: ضمير در « اتيانه » به مصنّف راجع بوده و ضمير در « بانّه » به مانع راجع است.
قوله: و به صرّح فى شرح الكافية: ضمير در « به » به « قد لا يكف» راجع است.
متن: «٩١١»
|
و قد أمالوا لتناسب بلا |
داع سواه كعمادا و تلا |
تجزيه و تركيب
واو: استينافيّه.
قد: بمعناى تحقيق.
امالوا: فعل ماضى، صيغه جمع، مذكّر، غائب، ثلاثى مزيد، باب افعال، متعدّى و ضمير جمع فاعل آن است.
لام: حرف جرّ.
تناسب مصدر از باب تفاعل، مجرور به « لام » ، متعلّق به « امالوا » ، ظرف لغو.
باء: حرف جرّ.
لا: براى نفى جنس.
داع: اسم « لاء » ، و خبرش محذوف است.
سواه: مضاف و مضاف اليه.