المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٤٦ - مبحث نسب
مقصود اينست كه: هراسمى كه بروزن « فعيله » بتفح فاء بوده در صورتى كه معتلّ العين باشد همچون: طويله اهل لسان در اسم منسوب به آن تنها ياء مشدّده را آورده بدين ترتيب كلمه را تماما و كمالا ذكر مىكنند لذا در منسوب به « طويله » مىگويند: طويلىّ و مقصود از تمام آوردن كلمه اينست كه حرف علّه يعنى « ياء » را از آن حذف نمىكنند نه آنكه تاء آخرش را نيز باقى مىگذارند لذا همان طورى كه مشاهده مىشود « تاء » از طويله در منسوبش حذف گرديده.
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٤ ؛ ص١٩٤٦
س شارح گويد:
و همچنين است كلمهاى كه براين وزن بوده و مضاعف باشد مانند: جليله لذا در منسوب به آن مىگويند: جليلىّ.
و نيز كلمهاى كه بروزن فعيله بوده و مضاعف باشد اسم منسوبش را تماما و كمالات مىآورند لذا در اسم منسوب به قليله مىگويند: قليلىّ.
مصنّف گويد:
به همزه ممدود در باب نسب همان حكمى كه در تثنيه بيان شده اعطاء مىگردد.
شارح گويد:
كلمه « ينال » يعنى يعطى (اعطاء مىشود).
بنابراين در اسم منسوب به « قرّاء » و « صحراء » و « كساء » و « علباء » مىگويند: قرّائى و صحراوىّ و كسائى و كساوى و علبائى و علباوى.
چنانچه در تثنيه آنها مىگويند:
قرّاءان و صحراوان و كسائان و كساوان و علبائان و علباوان.
مصنّف گويد:
در منسوب به جمله، تنها صدر آن را منسوب نما و در منسوب به مركّب مزجى نيز فقط جزء اوّلش را منسوب كن.
شارح گويد:
مصنّف در بيت مذكور به دو مطلب اشاره نموده است:
الف: در اسم منسوب به جمله اسنادى تنها جزء اوّل را منسوب مىكنند فلذا در « تأبّط شرّا» مىگويند: تأبّطىّ.
ب: در اسم منسوب به مركّب مزجى فقط جزء اوّل را منسوبب مىنمايند از اينرو در « بعلبك » مىگويند: بعلىّ.