المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٤٣ - حكم جمع مؤنث در اسم مقصور و ممدود
عينا: تميز است از نسبت « صحّ » به فاعلش.
افعل: مبتداء مؤخّر.
واو: عاطفه.
للرّباعى: جارّ و مجرور، متعلّق به « يجعل ».
اسما: حال است از « رباعى ».
ايضا: مفعول مطلق است براى عامل محذوف و تقدير آن آض ايضا، است.
يجعل: فعل مضارع، مجهول، مفرد، مذكّر، غائب.
ترجمه:
اسم صحيح العين كه بروزن « فعل » باشد جمعش بروزن افعل مىآيد و همچنين اسم رباعى جمعش براين وزن است.
متن: «٧٩٤»
|
إن كان كالعناق و الذّراع فى |
مدّ و تأنيث و عدّ الأحرف |
تجزيه و تركيب
ان: حرف شرط.
كان: از افعال ناقصه و ضمير مستتر در آنكه به « رباعى » راجع است اسمش مىباشد، فعل شرط و جواب آن به قرينه « يجعل » محذوف است.
كالعناق: جارّ و مجرور، خبر براى « كان ».
واو: عاطفه.
الذّراع: معطوف به « العناق ».
فى: حرف جرّ.
مدّ: مجرور به « فى ».
واو: عاطفه.
تأنيث: معطوف به « مدّ ».
واو: عاطفه.
عدّ الاحرف: مضاف و مضاف اليه، معطوف به « تأنيث ».
ترجمه:
مشروط باينكه اسم رباعى در داشتن حرف مدّ و مؤنّث بودن و تعداد حروف