المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٤١ - حكم جمع مؤنث در اسم مقصور و ممدود
٢- آنكه حمل براضطرار بايد نمود مانند كلمه « زفره » در قول شاعر
|
علّ صروف الدّهر او دولاتها |
تدلننا اللّمة من لمّانها |
|
|
فتستريح النّفس من زفراتها |
يعنى: اميد است كه مصيبتهاى روزگار با دولتهاى آن غالب گرداند ما را برسختى از سختيهاى خود پس استراحت كند نفس از شدائد آن روزگار.
شاهد در ساكن آمدن فاء از « زفراتها » است در حالى كه قياس مقتضى است كه مفتوح باشد يعنى عين تابع فاء باشد زيرا اين كلمه ثلاثى است.
٣- آنكه آنرا به گروه قليلى از عرب نسبت داده مىشود چنانچه هذيل كه قبيلهاى از عرب هستند در بيضه (تخم) و جوزه (گردو) مىگويند:
بيضات و جوزات (بفتح عين الفعل) در حالى كه قياس مقتضى است كه عين الفعل آنها ساكن خوانده شود زيرا حرف علّه مىباشد.
متن: «٧٩١»
|
أفعلة أفعل ثمّ فعلة |
ثمّت أفعال جموع قلّة |
تجزيه و تركيب
افعلة: مبتداء.
افعل: معطوف به « افعله » بحذف حرف عطف.
ثمّ: حرف عاطفه.
فعله: معطوف به « افعل ».
ثمّة: حرف عاطف.
افعال: معطوف به « فعله ».
جموع: مضاف، خبر.
قلّة: مضاف اليه.
ترجمه:
افعلة و افعل سپس فعلة و همچنين افعال اوزان جمع قلّه مىباشند.