المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٤٠ - حكم جمع مؤنث در اسم مقصور و ممدود
شارح گويد:
منظور آنست كه در دو مورد تابع آوردن عين الفعل از فاء الفعل ممنوع است:
١- آنكه فاء الفعل مضموم و لام الفعل ياء باشد مانند: زبية (گودالى كه براى شير مىكنند تا آنرا در آن بياندازند).
٢- آنكه فاء الفعل مكسور و لام الفعل واو باشد مثل: ذروه (علوّ و بلندى).
بنابراين هنگام جمع بستن ايندو با الف و تاء نمىتوان عين را تابع فاء آورد بلكه حضرات در ايندو اجازه دادهاند كه عين الفعل را فتحه يا سكون داد از اينرو در جمع ايندو گفتهاند:
ذروات و ذروات و زبيات و زبيات.
ناگفته نماند اگر چه گفتيم در اسمى كه فاء الفعلش مكسور و لام الفعل آن واو باشد اتّباع ممتنع است ولى معذلك در برخى از كلمات اين اتّباع صورت گرفته امّا نادر و كمياب مىباشد مانند: جروه (توله سگ) كه در جمع آن گفتهاند: جروات.
مصنّف گويد:
و غير آنچه مقدّم داشتم يا نادر بوده و يا حمل براضطرار شده و يا به گروهى از عرب نسبت داده شده است.
شارح گويد:
منظور آنست كه هراسمى كه با الف و تاء جمع بسته شده و مطابق آنچه گفتيم نيامده باشد از سه حال خارج نيست:
١- آنكه نادر و قليل مىباشد همچون: عير (شترى كه مأكولات را حمل مىكند) و كهل (كسى كه سنّش بين چهل و شصت باشد).
در جمع ايندو گفته: عيرات (بكسر عين و فتح ياء) و كهلات (بفتح كاف و هاء).
قاعده و قياسى مقتضى است كه عين الفعل ايندو هنگام جمع نيز ساكن باشد ولى برخلاف قياس مفتوح آمده.
امّا در « عير » وجه خلاف قياس آنست كه: عين الفعل آن حرف علّه است و قبلا گفتيم در اينگونه از كلمات عين را بايد ساكن آورد.
و امّا در « كهل » وجه خلاف قياس آنست كه: هنگام جمع عين را تابع فاء آورده و هردو را بفتح خواندهايم در حالى كه تنها در كلمات جامد اتّباع جايز مىباشد و كهل جامد نيست.