المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٦٠ - عوامل نصب
يعنى: در آن هنگام قسم بخداوند كه مىافكنيم ايشان را در جنگى كه صفت آن اينست كه پير مىكند طفل را از هول و فزع پيش از رسيدن آن طفل بحدّ پيرى.
شاهد در « و اللّه» است كه قسم بوده و بين « اذن » و « نرميهم » فاصله شده است.
با توجّه به سه شرطى كه ذكر شد اكنون مىگوئيم:
« اذن » فعل مضارعى را كه به معناى حال باشد نصب نمىدهد نظير اينكه كسى بگويد:
انا احبّك (من تو را دوست دارم).
و شما در جوابش بگوئيد:
اذن تصدق (در اين هنگام راست مىگوئى).
در اين مثال چون زمان تصدق حال است « اذن » آن را منصوب نكرده بلكه مرفوع استعمال شده. و نيز در جائى كه « اذن » در صدر كلام نيايد فعل مضارع بعدش را نصب نمىدهد مانند آنچه در قول عبد الرحمن بن اسود آمده:
|
لئن عادلى عبد العزيز بمثلها |
و امكننى منها اذن لا اقيلها |
يعنى: قسم خوردم هرآينه اگر عبد العزيز مكرّر كند براى من آن سخنى را كه در اوّل به من گفت (سخنش به من اين بود كه حاجتهاى خود را از من بخواه) و مرا قادر كند برآن كلام، در اين هنگام آن كلام را ترك نمىكنم.
شاهد رد مهمل واقع شدن « اذن » است از عمل در « اقيلها » بعلت مصدّر نبودنش در كلام و همچنين در موردى كه بين « اذن » و فعل غير قسم فاصله شود « اذن » از عمل مهمل مىگردد مانند:
اذن انا اكرمك (در اين هنگام من تو را اكرام مىكنم).
شاهد در مهمل واقع شدن « اذن » است از عمل در « اكرمك » زيرا بينشان غير قسم يعنى كلمه « انا » فاصله شده.
مصنّف گويد:
و نصب و رفع بده البتّه فعل را بواسطه « اذن » زمانى كه « اذن » پس از حرف عطف واقع شود.
شارح گويد:
مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده: و اذن «يلبثونخلافك الّا قليلا».
( در اين هنگام پس از آن اندك زمانى بيش زيست نمىكنند).