المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٠٤ - فصل مبحث نقل حركت حرف عله به حرف ساكن صحيح
مقصود از « ذا الاعلال» نقل حركتى است كه بدنبالش قلب صورت مىگيرد چنانچه نمونهاش گذشت.
و مراد از « وسم » علامتى است از علائم فعل مضارع و آن يا وزن فعل مضارع بوده و يا حرف زيادى كه در آن مىباشد مانند: تبيع كه مثال تخلئ بوده و از مادّه « بيع » مىباشد.
اصل « تبيع » ، « تبيع » بوده است.
و نيز مانند: مقام كه اصلش مقوم بوده، سپس حركت « واو » را به « قاف » نقل داده و پس از آن « واو » ما قبل مفتوح را به « الف » قلب نموديم.
بخلاف اسمى كه مشتمل بروزن فعل مضارع و حرف زيادى آن باشد همچون: ابيض و اسود.
ايندو كلمه اسم تفضيل بوده و در عين حال هم بروزن مضارع بوده و هم مشتمل برهمزه كه از زوائد در فعل مضارع بحساب مىآيد مىباشند لذا نقل در آن صورت نگرفته است و همچنين بخلاف اسمى كه شباهت به فعل مضارع نداشته باشد چنانچه مصنّف به آن اشاره كرده و مىگويد:
اسمى كه بروزن « مفعل » باشد صحيح بوده و در آن نقل حركت و اعلالى واقع نمىشود مانند مفعال كه چنين است.
شارح گويد:
مانند: مقول و مسواك كه حركت واو را در ايندو به ما قبل انتقال نداده و در نتيجه اعلالى نيز در آنها واقع نشده است.
مصنّف گويد:
و بخاطر اعلال الف « افعال » و « استفعال » را حذف كن و بجاى آن « تاء » بياور.
شارح گويد:
مانند: اقامة و استقامة.
اصل ايندو: اقوام و استقوام بوده سپس حركت واو را به « قاف » نقل داده پس از آن واو را به الف قلب كرديم پس التقاء ساكنين (دو الف) شد لذا آنچه ذكر شد را در آن اجراء نموديم يعنى الف باب افعال و استفعال را حذف كرده و سپس « تاء » را به آن ملحق نموديم و همان طورى كه مصنّف گفته اين « تاء » عوض از « الف » محذوفه