المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٣٩ - استدلال برخى از ادباء جهت اصلى بودن«ضمن» و رد شارح
يؤيؤ (نام پرندهاى است) و وعوع (بصدا درآورد) يا واو در صدر كلمه قرار گرفته باشد مانند: ورنتل (اسم است براى شرّ) يا ياء پيش از چهار حرف اصلى واقع شده باشد همچون: يستعور (اسم مكانى است) البتّه اصلى محسوب مىشوند.
قوله: فستق: اسم است براى درختى.
قوله: حلتيت: گياهى است كه براى درد مفاصل نافع است.
قوله: اغدودن: طولانى شد.
قوله: سمسم: اسم مكانى است.
قوله: لملم: جمع نمودن.
قوله: كبكب: ريختن.
متن: «٩٣٢»
|
و هكذا همز و ميم سبقا |
ثلاثة تأصيلها تحقّقا |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
ها: براى تنبيه.
كذا: جارّ و مجرور، متعلّق باستقرّ، خبر مقدّم.
همز: مبتداء مؤخّر.
واو: عاطفه.
ميم: معطوف به همز.
سبقا: فعل ماضى، تثنيه، مذكّر، غائب، صفت براى همز و ميم، فعل و فاعل.
ثلاثة: مفعول براى « سبقا ».
تأصيلها: مضاف و مضاف اليه، مبتداء.
تحقّقا: فعل ماضى، تثنيه، مذكّر، غائب، خبر براى تأصيلها و جمله « تأصيلها تحقّقا» صفت است براى « ثلاثة ».
ترجمه:
و همچنين است همزه و ميمى كه قبل از سه حرفى قرار گرفته كه اصلى بودن آنها ثابت و محقّق باشد.