المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٣٨ - استدلال برخى از ادباء جهت اصلى بودن«ضمن» و رد شارح
٢- تلا يوم انسه.
٣- نهاية مسؤل.
٤- امان و تسهيل.
مصنّف گويد:
الفى كه همراه بيش از دو حرف اصلى آمده باشد بدون ترديد زائد است.
شارح گويد:
مانند الف در « حاجب » بخلاف الف در « قال » چه آنكه الف در مثال دوّم
مصاحب با دو حرف يعنى « قاف » و « لام » مىباشد از اينرو نمىتوان آن را زائد دانست.
مصنّف گويد:
« ياء » و « واو » نيز همين طور هستند.
شارح گويد:
يعنى ايندو حرف نيز وقتى با بيش از دو حرف اصلى همراه باشند زائده محسوب مىشوند.
مصنّف گويد:
مشروط به اينكه واقع نشده باشند همچون وقوع در « يؤيؤ » و « وعوع ».
شارح گويد:
زائده بودن « واو » مشروط است به دو شرط و آندو عبارتند از:
١- آنكه مكرّر نيامده باشد.
٢- آنكه مطلقا در صدر كلمه واقع نشده باشد اعمّ از آنكه قبل از چهار حرف بوده يا پيش از كمتر از چهار حرف واقع شده باشد.
و زائده بودن « ياء » مشروط است به يك شرط و آن اينست كه:
ياء قبل از چهارحرف اصلى در غير فعل مضارع واقع نشده باشد مانند:
صيرف (شخص ماهر)، قضيب (نرينه)، عجوز (پيرمرد)، جوهر (سنگ قيمتى).
بنابراين اگر واو يا ياء با بيش از دو حرف اصلى مصاحبت داشته باشند همچون: بيت (منزل)، سوط (تازيانه)، يا مكرّر شده باشند نظير: