المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٣٧ - استدلال برخى از ادباء جهت اصلى بودن«ضمن» و رد شارح
« تاء » دوّم در « حلتيت » و « دال » دوّم در « اغدودن » قاعده اينست كه در هنگام وزن همان حرفى را كه در ميزان مقابل حرف اصلى قرار دادهايم تكرار كرده و مكرّر را در قبال حرف زائد مىآوريم مثلا مىگوئيم:
حلتيت بروزن فعليل.
و چنانچه ملاحظه مىشود تاء دوّم كه حرف زائد است در مقابل لام دوّم قرار گرفته.
مصنّف گويد:
حكم كن به اصلى بودن تمام حروف « سمسم » و كلمهاى كه نظير آنست و در « لملم » اختلاف مىباشد.
شارح گويد:
علّت اصلى بودن تمام حروف « سمسم » آنست كه هيچيك از آنها را صحيح نيست اسقاط كنيم در صورتى كه اگر در بين آنها حرف زائدى يافت مىشد مىبايد اسقاطش صحيح باشد.
و امّا در « لملم » بكسر حرف سوّم و « كبكب » اختلاف است:
كوفيّون معتقدند حرف سوّم زائد بوده و از حرفى مماثل با حرف دوّم بدل آورده شده است.
زجاج مىگويد: زائد بوده ولى بدل از حرفى ديگر نمىباشد.
و بقيّه علماء بصره آنرا حرف اصلى مىدانند.
سپس شارح گويند:
حروف زيادى ده تا است به اين شرح:
الف، ت، س، ل، م، ن، و، ه، ى، أ.
و اين حروف را شاعر عرب براى چهار بار در بيت ذيل آورده است:
|
هناء و تسليم تلا يوم أنه |
نهاية مسؤول امان و تسهيل |
يعنى: گوارائى و خوشى تسليم شدن در مقابل امرى است كه به دنبال روز انس گرفتن او در آيد و منتهاى مطلوب امنيت و سلامتى و آسانى كارها مىباشد.
همان طورى كه گفتيم شاعر حروف زائد مذكور را در چهار موضع از اين بيت تكرار كرده و آن چهار موضع عبارتند از:
١- هناء و تسليم.