المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٢٨ - استدلال برخى از ادباء جهت اصلى بودن«ضمن» و رد شارح
و آنچه به مذكورات مغاير است به زياد شدن يا نقص گشتن منتسب مىباشد.
متن: «٩٢٥»
|
و الحرف إن يلزم فأصل و الّذى |
لا يلزم الزّائد مثل تا احتذى |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
الحرف: مبتداء.
ان: حرف شرط.
يلزم: فعل مضارع، مفرد، مذكّر، غائب، فعل شرط و مجزوم به « ان ».
فاء: جزائيّه.
اصل: خبر است براى مبتداء محذوف و تقدير آن فهو اصل است و جمله اسميّه جمله شرطيّه بوده كه محلّا مجزوم است و جمله شرط و جواب خبر است براى « الحرف ».
واو: عاطفه.
الذى: موصوله، مبتداء.
لا يلزم: فعل مضارع و ضمير مستتر در آن فاعلش بوده و خبر براى « الذى » است.
الزائد: خبر است براى مبتداء محذوف.
مثل: اسم، خبر است براى مبتداء محذوف، مضاف.
احتذى: مضاف اليه.
ترجمه:
حرفاگر با كلمه ملازم و لا ينفك از آن باشد اصلى بوده و اگرملازم آن نباشد زائد محسوب مىشود مانند « تاء » در « احتذى ».
متن: «٩٢٦»
|
بضمن فعل قابل الاصول فى |
وزن و زائد بلفظه اكتفى |
تجزيه و تركيب
باء: حرف جرّ.
ضمن: مجرور به « با » ، متعلّق به « قابل » ، مضاف.