المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٦٧ - مبحث وقف
مىباشد.
سپس شارح گويد:
بايد توجّه داشت كه در مورد اضطرار و ضرورت البتّه هيچيك از حروف صله را حذف نكرده و آنها را ثابت نگاه مىدارند.
مصنّف گويد:
« اذن » به اسمى كه در حال نصبى تنوين گرفته شباهت دارد، بنابراين نون آنرا در حال وقفى بالف بايد قلب كرد.
شارح گويد:
همان طورى كه اسم منصوب را در حال وقف با الف مىخوانند فلذا قرّاء سبعه « اذن » را در حال وقف با الف خواندهاند.
ابن عصفور به تبعيّت از برخى ادباء گفته است:
اذن در حال وقف با نون خوانده مىشود.
اين گفتار مطابق با ميل و رأى است چه آنكه بدينوسيله از اشتباه شدن « اذن » با اذا جلوگيرى مىشود.
البتّه آنچه را كه قرّاء با الف قرائت كردهاند ما نيز تبعيّت كرده و در قرآن به آن ملتزم هستيم زيرا قرائت اين جماعت سنّتى است كه تبعيّتش لازم و واجب است امّا در غير قرآن « اذن » در حال وقفى با نون خوانده مىشود.
مصنّف گويد:
حذف ياء منقوصى كه داراى تنوين است مادامى كه منصوب نباشد اولى و بهتر از ثبوتش مىباشد.
شارح گويد:
منظور اينست كه: كلمهاى كه ياء منقوص داشته و با تنوين مىباشد هنگام وقف حذف يائش از اثبات آن بهتر است مشروط باينكه تنوين آن تنوين نصبى نباشد مانند قرائت شش تن از قرّاء سبعه نسبت به اين آيه:
و لكلّ قوم هاد ( براى هرگروهى راهنمائى مىباشد).
و نيز مانند:
و ما لهم من دونه من وال ( نيست براى ايشان غير از او والى و عهدهدارى).
و چنانچه ملاحظه مىكنيم دو كلمه « هاد » در آيه اوّل و « وال » در آيه دوّم هنگام