المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٦٨ - مبحث وقف
وقف بدون « ياء » آمدهاند.
ولى ابن كثير كه يكى از قرّاء سبعه است ايندو را با اثبات ياء خوانده.
سپس شارح گويد:
و اگر تنوين در كلمه، تنوين نصبى بود هنگام وقف تنوين را به الف تبديل مىكنند مانند: قطعت واديا (پيمودم وادى را).
و بايد توجّه داشت كه ياء منقوص در صورتى كه منوّن نباشد در هنگام وقف بطور ساكن آورده مىشود مانند: اجب الدّاعى (جواب بده به كسى كه صداكننده است).
مصنّف گويد:
و ياء منقوصى كه تنوين ندارد بعكس بوده و در مثل « مر » ردّ ياء لازم شمرده شده است.
شارح گويد:
منظور اينستكه: اسم منقوصى كه منوّن نبوده و مرفوع يا مجرور مىباشد در هنگام وقف حكمش عكس آن موردى است كه منوّن باشد، بنابراين ثبوت ياء در آن اولى و بهتر است از حذفش.
و در منقوصى كه عين الفعل آن محذوف است همچون: مرّ (اسم فاعل از ارئى) يا بگفته مصنّف در شرح كافيه فاء الفعل آن حذف شده نظير: يف (در حال علم بودن) هنگام وقف لازم است ياء محذوف را برگرداند يعنى در اوّلى بايد بگويند: هذا مرى و در دوّمى لازم است بگويند: هذا يفى.
و علّت وجوب ردّ ياءاينست كه در غير صورت ردّ لازم مىآيد كثرت محذوف از يك كلمه.
مؤلّف گويد:
خلاصه كلام آنكه وقتى كلمه منقوصى را بخواهند وقف كنند در سه مورد واجب است ياء منقوص را ثابت نگاه دارند.
١- آنكه منقوص محذوف الفاء باشد چنانچه مضارع وفى يعنى يفى را علم براى كسى قرار دهند چه آنكه در حال رفعى: هذا يفى و در حال جرى مررت بيفى مىگويند و چنانچه گفته شد « ياء » را در وقت وقف بايد ثابت نگاه داشت زيرا اصل اين كلمه « يوفى » بوده، واو را بخاطر وقوعش بين ياء و كسره حذف كرديم حال اگر در وقت وقف ياء يعنى لام الفعل را نيز حذف كنيم لازم مىآيد به اين كلمه اجحاف شده باشد.