المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٧٤ - عوامل نصب
مضارع بعد از آنرا منصوب خواندهايم حال اگر « واو » بمعناى « مع » نبود لازم است فعل مضارع را مرفوع خواند مانند:
لا تأكل السّمك و تشرب اللّبن (مخور ماهى را و حال آنكه شير مىآشامى).
شاهد در « تشرب » است كه بعد از واوى قرار گرفته كه بمعناى « مع » نيست بلكه واو حاليّه مىباشد از اينرو فعل مرفوع آمده است.
مصنّف مىگويد:
و بعد از غير نفى فعل را حتما جزم بده مشروط باينكه فاء را حذف كرده و قصد جزاء را از فعل مجزوم داشته باشى مانند فرموده حقتعالى: قل تعالوا اتل.
( بگو اى پيامبر بيائيد تا آنچه خدا برشما حرام كرده است را بيان كنم).
شاهد در « اتل » است كه بعد از « تعالوا » قرار گرفته و ان منفى نيست فلذا مجزوم خوانده شده است.
بخلاف آنجائى كه فعل مضارع بعد از نفى واقع شده يا از فعل مضارع جزاء قصد نشده باشد چه آنكه در هردو صورت فعل را مرفوع بايد خواند.
مثال مضارعى كه پس از نفى آمده باشد همچون:
ما تأتينا تحدّثنا (نزد ما نمىآئى حديث برايمان بگوئى).
شاهد در « تحدّثنا است كه بعد از نفى يعنى « ما تأتينا» آمده و مرفوع خوانده شده است و مثال مضارعى كه از آن قصد جزاء نشده همچون:
تصدّق تريد وجه اللّه (صدقه بده و قصدت خدا باشد).
شاهد در « تريد » است كه بعد از امر يعنى « تصدّق » آمده ولى قصد نكردهايم آنرا جزاء قرار داده باشيم فلذا مرفوع خوانده شده است.
قوله: و لمّا يعلم اللّه الذين الخ: آيه (١٤٢) از سوره آل عمران.
قوله: يا ليتنا نردّ و لا نكذّب الخ: آيه (٢٧) از سوره انعام.
قوله: قل تعالوا اتل: آيه (١٥١) از سوره انعام.
متن: «٦٩٠»
|
و شرط جزم بعد نهى أن تضع |
إن قبل لا دون تخالف يقع |