المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٧٣ - عوامل نصب
يعنى « لا تكن» قرار گرفته است.
و مثال فعل مضارع منصوب بعد از « واو » در جواب نفى همچون فرموده حقتعالى:
و لمّا يعلم اللّه الذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين ( بدون آنكه خدا امتحان كند آنانكه جهاد در راه دين كرده و آنها كه در سختىها صبر و مقاومت كنند).
شاهد در « يعلم » دوّمى است كه منصوب به « ان » مقدّره مىباشد و در جواب نفى يعنى « لمّا يعلم» قرار گرفته است.
و مثال فعل مضارع منصوب بعد از « واو » در جواب امر مانند آنچه در قول دثار بن شيبان نميرى آمده:
|
فقلت ادعى و ادعوا انّ اندى |
لصوت ان ينادى داعيان |
يعنى: پس گفتم كه بخوان اى زن با اينكه مىخوانم من همانا دورتر صدائى كه رونده است اينست كه نداء كنند دو خواننده كسى را.
شاهد در « ادعو » است كه منصوب به « ان » مقدّره مىباشد در جواب امر يعنى « ادعى » و مثال فعل مضارع منصوب بعد از « واو » در جواب استفهام مانند آنچه در قول جرول بن اوس آمده:
|
ألم اك جاركم و يكون بينى |
و بينكم المودّة و الاخاء |
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٤ ؛ ص١٦٧٣
نى: آيا نبودم من همسايه و در پناه شما با اينكه ميانه من و شما دوستى و برادرى است.
شاهد در « يكون » است كه منصوب به « ان » مقدّره مىباشد در جواب استفهام يعنى « ألم اك».
و مثال فعل مضارع منصوب بعد از « واو » در جواب تمنّى همچون فرموده حقتعالى: يا ليتنا نردّ و لا نكذّب بآيات ربّنا و نكون من المؤمنين.
( اى كاش ما را بدنيا باز مىگردانيدند تا ديگر آيات خداى خود را تكذيب كرده و بدان ايمان مىآورديم).
شاهد در « و لا نكذّب» است كه منصوب به « ان » مقدّره مىباشد در جواب تمنّى يعنى « يا ليتنا».
سپس شارح گويد:
چنانچه ملاحظه مىشود « واو » در تمام اين امثله بمعناى « مع » مىباشد لذا