تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
در اين كه اين وعده، اشاره به كدام غنيمت و كدام پيروزى است؟ در ميان مفسران گفتگو است.
بعضى اشاره به فتح «مكّه» و غنائم «حنين» مىدانند، و بعضى به فتوحات و غنائمى كه بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله نصيب امت اسلامى شد (مانند فتح «ايران» و «روم» و «مصر»).
اين احتمال نيز وجود دارد كه اشاره به همه آنها باشد. «١»
تعبير به «لَمْتَقْدِرُوا عَلَيْها»، اشاره به اين است كه مسلمانان قبل از آن، هرگز احتمال چنين فتوحات و غنائمى را نمىدادند، ولى به بركت اسلام، و امدادهاى الهى، اين نيرو و توان براى آنها پيدا شد.
بعضى از اين جمله چنين استنباط كردهاند كه، قبلًا در ميان مسلمانان بحثى درباره اين فتوحات بوده است، اما خود را از انجام آن ناتوان مىديدند، مخصوصاً در حديثى كه در داستان «جنگ احزاب» آمده مىخوانيم: آن روز كه پيامبر صلى الله عليه و آله بشارت فتح «ايران»، «روم» و «يمن» را به مسلمانان داد، منافقان آن را به باد سخريه گرفتند.
جمله «قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها» (خداوند آن را احاطه فرموده)، اشاره به احاطه قدرت پروردگار، بر اين غنائم يا فتوحات است، و بعضى آن را اشاره به احاطه علمى او دانستهاند، اما معنى اول، با جملههاى ديگر آيه سازگارتر است، البته جمع ميان هر دو نيز مانعى ندارد.
و بالاخره، آخرين جمله آيه، يعنى «وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً»، در حقيقت به منزله بيان علت است براى جمله قبل، اشاره به اين كه با قدرت