تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
و صادق را از كاذب، و آنها كه عاشقانه دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله را پذيرفتهاند، را از آنها كه براى حفظ جان و يا رسيدن به مال دنيا اظهار ايمان مىكنند، جدا مىسازد، مىفرمايد:
«مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آوردهاند، سپس هرگز شك و ريبى به خود راه نداده، و با اموال و جانهاى خود در راه خدا به جهاد پرداختهاند» «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْيَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ».
آرى، نخستين نشانه ايمان، عدم ترديد و دو دلى در مسير اسلام است، نشانه دوم، جهاد با اموال، و نشانه سوم كه از همه برتر است، جهاد با انفس (جانها) است.
به اين ترتيب، اسلام به سراغ روشنترين نشانهها رفته است: ايستادگى و ثبات قدم، و عدم شك و ترديد از يكسو، و ايثار مال و جان از سوى ديگر.
چگونه ممكن است ايمان در قلب راسخ نباشد، در حالى كه انسان از بذل مال و جان در راه محبوب مضايقه نمىكند؟
و لذا، در پايان آيه مىافزايد: «چنين كسانى راستگو هستند» و روح ايمان در وجودشان موج مىزند «أ ولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ».
اين معيار را كه قرآن براى شناخت «مؤمنان راستين» از «دروغگويان متظاهر به اسلام» بيان كرده، منحصر به فقراى طايفه «بنى اسد» نيست، معيارى است روشن و گويا براى هر عصر و زمان، براى جداسازى مؤمنان واقعى از مدعيان دروغين، و براى نشان دادن ارزش ادعاى كسانى كه همه جا دم از اسلام مىزنند، و خود را طلبكار پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانند، ولى در عملِ آنها، كمترين نشانهاى از ايمان و اسلام ديده نمىشود.