تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢
با آنان عهد بست كه تا آخرين نفس، مقاومت كنند، ولى، چيزى نگذشت كه «عثمان» سالم بازگشت، و به دنبال او «قريش»، «سهيل بن عمرو» را براى مصالحه خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله فرستادند، و تأكيد كردند كه امسال، به هيچ وجه ورود او به «مكّه» ممكن نيست.
بعد از گفتگوهاى زياد، پيمان صلحى منعقد شد كه، يكى از موادش همين بود: مسلمانان آن سال را از عمره چشم بپوشند، و سال آينده به «مكّه» بيايند، مشروط بر اين كه بيش از سه روز نمانند، و سلاحى جز سلاح مسافر، با خود نياورند، و مواد متعدد ديگرى دائر بر امنيت جانى و مالى مسلمانانى كه از «مدينه» وارد «مكّه» مىشوند، همچنين ١٠ سال متاركه جنگ ميان مسلمين و مشركين، و آزادى مسلمانان «مكّه» در انجام فرائض مذهبى، در آن گنجانيده شد.
اين پيمان، در حقيقت يك پيمان عدم تعرضِ همه جانبه بود، كه به جنگهاى مداوم و مكرر بين مسلمانان و مشركان موقتاً پايان مىداد.
«متن پيمان صلح» از اين قرار بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله به «على» عليه السلام دستور داد بنويس: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْم».
«سهيل بن عمرو» كه نماينده مشركان بود، گفت: من با چنين جملهاى آشنا نيستم، بنويس «بِسْمِكَ اللَّهُمَّ»!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود بنويس: «بِسْمِكَ اللَّهُمَّ».
آن گاه فرمود: بنويس: «اين چيزى است كه «محمّد» رسول اللَّه صلى الله عليه و آله با «سهيل بن عمرو» مصالحه كرده».
«سهيل» گفت: ما اگر تو را «رسول اللَّه» مىدانستيم، با تو جنگ نمىكرديم، تنها اسم خودت، و اسم پدرت را بنويس.