تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧
آن اهميت فراوانى قائل بود.
آنها به اين بتهاى سهگانه تا آن اندازه اهميت مىدادند كه به هنگام طواف اطراف خانه خدا مىگفتند: وَ اللَّاتِ وَ الْعُزّى، وَ مَناة الثَّالِثَة الاخْرى، فَانَّهُنَّ الْغَرانِيْقُ الْعُلى، وَ انَّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجى: «لات، عزى و منات، پرندگان زيباى بلند مقامى هستند كه از آنها اميد شفاعت مىرود»!!
و آنها را دختران خدا مىپنداشتند (ظاهر اين است كه آنها را تمثال فرشتگانى مىپنداشتند، كه آنها را دختران خدا مىخواندند). «١»
عجيب اين كه در نامگذارى آنها نيز، غالباً از اسماء خداوند استفاده كرده بودند، منتها با علامت «تأنيث»! تا بيانگر اعتقاد فوق باشد، به اين ترتيب كه «اللات» در اصل «اللاهة» بود، سپس حرف «ه-» ساقط شد و «اللات» شده است «٢» و «العزى» مؤنث «اعز» است، و «منات» از «مَنَى اللَّهُ الشَّىءَ» به معنى تقدير چيزى از ناحيه خدا گرفته شده است.
بعضى نيز آن را از ماده «نوء» مىدانند، كه عبارت بود از ستارگانى كه عرب اعتقاد داشت به هنگام طلوع آنها بارانى همراه دارد، و بعضى آن را از ماده «منى» (بر وزن سعى)، به معنى ريختن خون دانستهاند، زيرا خونهاى قربانى را در كنار آن مىريختند. «٣»
به هر حال، عرب تا آن اندازه براى اين بتها احترام قائل بود كه نامهائى همچون «عبد العزى» و «عبد منات» براى افراد يا براى بعضى از قبائل انتخاب مىكردند. «٤»