تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦
زندگى روى آن تكيه مىكنند، دلائل ظنى است (از قبيل ظواهر الفاظ، قول شاهد، قول اهل خبره، قول ذو اليد و مانند اينها).
معلوم است كه هيچ يك از اينها جاهلانه و سفيهانه شمرده نمىشود، و اگر احياناً مطابق با واقع نباشد، مسأله ندامت نيز در آن مطرح نيست، چون يك راه عمومى و همگانى است.
به هر حال، به عقيده ما، اين آيه، از آيات محكمى است كه دلالت بر «حجيت خبر واحد» حتى در «موضوعات» دارد، و در اين زمينه بحثهاى فراوانى است كه اينجا جاى شرح آن نيست.
به علاوه، نمىتوان انكار كرد كه مسأله اعتماد بر اخبار موثق، اساس تاريخ و زندگى بشر را تشكيل مىدهد، به طورى كه اگر مسأله حجيت خبر عادل يا موثق از جوامع انسانى حذف شود، بسيارى از ميراثهاى علمى گذشته، و اطلاعات مربوط به جوامع بشرى، و حتى مسائل زيادى از آنچه امروز در جامعه خود با آن سر و كار داريم، به كلى حذف خواهد شد، و نه تنها انسان به عقب باز مىگردد، بلكه گردش چرخهاى زندگى فعلى او نيز متوقف خواهد شد.
لذا اجماع همه عقلا بر حجيت آن است، و شارع مقدس نيز آن را «قولًا» و «عملًا» امضاء فرموده است.
ولى، به همان اندازه كه «حجيت خبر واحد ثقه» به زندگى سامان مىبخشد، تكيه بر اخبار غير موثق بسيار خطرناك، و موجب از هم پاشيدگى نظام جامعهها است، مصائب فراوانى به بار مىآورد، حيثيت و حقوق اشخاص را به خطر مىاندازد، انسان را به بيراهه و انحراف مىكشاند، و به تعبير جالب قرآن در آيه مورد بحث، سرانجام مايه ندامت و پشيمانى خواهد بود.
اين نكته نيز قابل توجه است كه: ساختن خبرهاى دروغين و تكيه بر اخبار