تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠
ضمناً تعبير «مغفرة» به صورت نكره، براى تعظيم و اهميت است، يعنى خداوند آمرزش كامل و بزرگ نصيبشان مىكند، و بعد از پاك شدن از گناه، اجر عظيم به آنها عنايت مىفرمايد؛ زيرا نخست شستشوى از گناه مطرح است، سپس بهرهمندى از پاداش عظيم الهى.
***
آيه بعد، براى تأكيد بيشتر، اشاره به نادانى و بىخردى كسانى مىكند كه اين دستور الهى را پشت سر مىافكنند، و چنين مىفرمايد: «كسانى كه تو را از پشت حجرهها بلند صدا مىزنند، اكثرشان عقل و خرد ندارند»! «إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لايَعْقِلُونَ».
اين چه عقلى است كه انسان در برابر بزرگترين سفير الهى، رعايت ادب نكند؟ و با صداى بلند و نامؤدّبانه، همچون اعراب «بنى تميم» پشت خانه پيامبر صلى الله عليه و آله بيايد، و فرياد زند: يا مُحَمَّدُ! يا مُحَمَّدُ! اخْرُجْ الَيْنا، و آن كانون مهر و عطوفت پروردگار را بدين وسيله ايذاء و آزار نمايد.
اصولًا هر قدر سطح عقل و خرد انسان بالاتر مىرود، بر ادب او افزوده مىشود؛ زيرا «ارزشها» و «ضد ارزشها» را بهتر درك مىكند، و به همين دليل، بىادبى هميشه نشانه بىخردى است، يا به تعبير ديگر، بىادبى كار حيوان، و ادب كار انسان است!
تعبير به «أَكْثَرُهُمْ لايَعْقِلُونَ» (غالب آنها نمىفهمند)، يا به خاطر اين است كه، اكثر در لغت عرب، گاه به معنى «همه» مىآيد، كه براى رعايت احتياط و ادب اين تعبير را به كار مىبرند، كه حتى اگر يك نفر مستثنى بوده باشد حق او ضايع نشود، گوئى خداوند با اين تعبير، مىفرمايد: من كه پروردگار شما هستم و به همه چيز احاطه علمى دارم، به هنگام سخن گفتن، رعايت آداب مىكنم، پس