تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٩
كه مىفرمايد: وَ بِمُضادَّتِهِ بَيْنَ الاشْياءِ عُرِفَ انْ لا ضِدَّ لَهُ، وَ بِمُقارِنَتِهِ بَيْنَ الاشْياءِ عُرِفَ انْ لا قَرِيْنَ لَهُ، ضادَّ النُّورَ بِالظُّلْمَةِ، وَ الْيُبْسُ بِالْبَلَلَ، وَ الْخَشِنَ بِالْلِّيْنِ، وَ الصَّرْدَ بِالْحَرُورِ، مُؤَلِّفاً بَيْنَ مُتَعادِياتِها، مُفَرِّقاً بَيْنَ مُتَدانِياتِها، دالَّةً بِتَفْرِيْقِها عَلى مُفَرِّقِها، وَ بِتَأْلِيْفِها عَلى مُؤَلِّفِها، وَ ذلِكَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ: «وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ: «اشياء جهان را متضاد آفريده، تا روشن شود براى او ضدى نيست، و آنها را با هم قرين ساخته، تا معلوم شود قرينى براى او نيست، نور را ضد ظلمت، و خشكى را ضد ترى، و خشونت را ضد نرمى، و سرما را ضد گرما قرار داده، در عين حال، اشياء متضاد را جمع كرده و موجودات نزديك به هم را از هم جدا نموده، تا اين جدائى دليل بر جدا كننده، و آن پيوستگى دليل بر پيونددهنده باشد، و اين است معنى «وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ». «١»
***
در آيه بعد، به عنوان يك نتيجهگيرى از بحثهاى توحيدى گذشته مىافزايد: «بنابراين به سوى خدا بگريزيد كه من از سوى او براى شما بيمدهنده آشكارى هستم»! «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ».
تعبير به «فرار» در اينجا تعبير جالب و لطيفى است، معمولًا «فرار» در جائى گفته مىشود كه انسان از يكسو، با موجود يا حادثه وحشتناكى روبرو شده، و از سوى ديگر، پناهگاهى در نقطهاى سراغ دارد، لذا با سرعت تمام از محل حادثه دور مىشود و به نقطه امن و امان روى مىآورد، شما نيز از شرك و بتپرستى كه عقيده وحشتناكى است بگريزيد، و به توحيد خالص كه منطقه امن و امان واقعى است روى آريد.