تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥
تفسير:
منكران لجوج در كار خود سرگردانند!
در آغاز اين سوره بار ديگر به بعضى از «حروف مقطعه» بر خورد مىكنيم و آن حرف «ق» است، و چنان كه قبلًا نيز گفتهايم، يكى از تفسيرهاى قابل توجهِ «حروف مقطعه» اين است كه: «قرآن» با آن همه عظمت، از ماده سادهاى همچون حروف «الفبا» تشكيل يافته، و اين نشان مىدهد كه ابداعگر و نازل كننده قرآن مجيد، علم و قدرتى بىپايان داشته كه از چنين ابزار سادهاى چنان تركيب عالى، آفريده است.
البته، تفسيرهاى ديگرى براى «حروف مقطعه» نيز وجود دارد كه مىتوانيد در آغاز سورههاى «بقره»، «آل عمران»، «اعراف» و سورههاى «حم» مطالعه فرمائيد.
برخى از مفسران نيز «ق» را اشاره به بعضى از اسماء اللَّه (مانند «قادر» و «قيوم») دانستهاند.
در بسيارى از تفاسير نيز آمده كه «ق»، نام كوهى است عظيم كه محيط به كره زمين است، در اين كه اين كدام كوه است كه بر كره زمين يا مجموعه جهان احاطه دارد؟ و منظور از آن چيست؟ اينجا جاى بحث آن نيست، آنچه لازم مىدانيم در اينجا اشاره كنيم، اين است كه: بسيار بعيد به نظر مىرسد «ق» در اين سوره اشاره به «كوه قاف» باشد؛ چرا كه تناسبى با بحثهاى سوره ندارد، حرف «ق» در اينجا، همانند سائر حروف مقطعهاى است كه در آغاز سورههاى قرآن آمده، به علاوه اگر منظور از آن «كوه قاف» بود، مىبايست با «واو» قسم همراه باشد مانند: «وَ الطُّور» و امثال آن، و ذكر يك حرف بدون مبتدا و خبر يا واو قسم، مفهومى ندارد.