تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩
نيست) «ايمان» آن است كه در دل ساكن شود، اما «اسلام» چيزى است كه قوانين نكاح، ارث و حفظ خون بر طبق آن جارى مىشود». «١»
ولى اين تفاوت مفهومى، در صورتى است كه اين دو واژه در برابر هم قرار گيرند، اما هر گاه جدا از هم ذكر شوند، ممكن است اسلام بر همان چيزى اطلاق شود، كه ايمان بر آن اطلاق مىشود، يعنى هر دو واژه در يك معنى استعمال گردد.
پس از آن مىافزايد: «اگر از خدا و رسولش اطاعت كنيد، ثواب اعمالتان را به طور كامل مىدهد، و چيزى از پاداش اعمال شما را فروگذار نمىكند» «وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لايَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً».
چرا كه «خداوند غفور و رحيم است» «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ».
«لايَلِتْكُمْ» از ماده «ليت» (بر وزن ريب)، به معنى كم گذاردن حق است. «٢»
جملههاى اخير، در حقيقت اشاره به يك اصل مسلم قرآنى است، كه شرط قبولى اعمال، «ايمان» است، مىگويد: اگر شما ايمان قلبى به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله داشته باشيد، كه نشانه آن اطاعت از فرمان خدا و رسول او است، اعمال شما ارزش مىيابد، و خداوند حتى كوچكترين حسنات شما را مىپذيرد، و پاداش مىدهد، و حتى به بركت اين ايمان، گناهان شما را مىبخشد كه او غفور و رحيم است.
***
و از آنجا كه دست يافتن بر اين امر باطنى، يعنى ايمان، كار آسانى نيست، در آيه بعد، به ذكر نشانههاى آن مىپردازد، نشانههائى كه به خوبى مؤمن را از مسلم،