تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٧
خصوصى افراد است، و در زندگى اجتماعى تا آنجا كه تأثيرى در سرنوشت جامعه نداشته باشد، نيز اين حكم صادق است.
اما روشن است، آنجا كه ارتباطى با سرنوشت ديگران و كيان جامعه پيدا مىكند، مسأله شكل ديگرى به خود مىگيرد، لذا شخص پيغمبر صلى الله عليه و آله مأمورانى براى جمع آورى اطلاعات قرار داده بود، كه از آنها به عنوان «عيون» تعبير مىشود، تا آنچه را ارتباط با سرنوشت جامعه اسلامى در داخل و خارج داشت براى او گرد آورى كنند.
و نيز به همين دليل، حكومت اسلامى مىتواند مأموران اطلاعاتى داشته باشد، يا سازمان گستردهاى براى گردآورى اطلاعات تأسيس كند، و آنجا كه بيم توطئه بر ضد جامعه، و يا به خطر انداختن امنيت و حكومت اسلامى مىرود به تجسس بر خيزند، و حتى در داخل زندگى خصوصى افراد جستجوگرى كنند.
ولى، اين امر، هرگز نبايد بهانهاى براى شكستن حرمت اين قانون اصيل اسلامى شود، و افرادى به بهانه «توطئه» و «اخلال به امنيت»، به خود اجازه دهند به زندگى خصوصى مردم يورش برند، نامههاى آنها را باز كنند، تلفنها را كنترل نمايند و وقت و بىوقت به خانه آنها هجوم آورند.
خلاصه اين كه: مرز ميان «تجسس» و «به دست آوردن اطلاعات لازم براى حفظ امنيت جامعه»، بسيار دقيق و ظريف است، و مسئولين اداره امور اجتماع، بايد دقيقاً مراقب اين مرز باشند، تا حرمت اسرار انسانها حفظ شود، و هم امنيت جامعه و حكومت اسلامى به خطر نيفتد.
***
٣- غيبت از بزرگترين گناهان است
گفتيم: سرمايه بزرگ انسان در زندگى، حيثيت و آبرو و شخصيت او است، و