تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢
١٩ وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ
٢٠ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ
٢١ وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ
٢٢ لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
ترجمه:
١٩- و سرانجام، سكرات مرگ حقيقت را (پيش چشم او) مىآورد (و گفته مىشود:) اين همان چيزى است كه تو از آن مىگريختى!
٢٠- و در «صور» دميده مىشود؛ آن روز، روز تحقق وعده وحشتناك است!
٢١- هر انسانى وارد محشر مىگردد در حالى كه همراه او حركتدهنده و گواهى است!
٢٢- تو از اين صحنه غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت تيزبين است.
تفسير:
قيامت و چشمهاى تيزبين!
در اين آيات، صحنههاى ديگرى از مسائل مربوط به «معاد»، منعكس است:
صحنه «مرگ»، صحنه «نفخ صور» و صحنه «حضور در محشر».
نخست مىفرمايد: «سرانجام سكرات مرگ، به حق فرا مىرسد» «وَ جاءَتْ