تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢
تكرار در اينجا نداشته است.
***
٢- بادهاى «زاينده» و «نازا»
در آيات فوق خوانديم كه خداوند «قوم عاد» را با تندبادى «عقيم و نازا» مجازات كرد، و در آيه ٢٢ سوره «حجر» مىخوانيم: وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً: «ما بادها را براى تلقيح و بارور ساختن فرستاديم، و از آسمان آبى نازل كرديم».
گرچه اين آيه، بيشتر ناظر به تلقيح ابرها، و به هم پيوستن آنها براى نزول باران است، ولى به طور كلى نقش بادها را در زندگى انسانها روشن مىسازد، آرى، كار آنها بارور ساختن است، بارور ساختن ابرها، گياهان و حتى احياناً در آماده ساختن انواع مختلف حيوانات براى «بارورى» نيز مؤثر است.
اما همين باد، هنگامى كه حامل فرمان عذاب باشد، به جاى اين كه حيات و زندگى بيافريند، عامل مرگ و نابودى مىشود، و به گفته قرآن در آيه ٢٠ سوره «قمر» كه آن هم از «قوم عاد» سخن مىگويد: تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ: «آنها را (كه قامتهائى رشيد و هيكلهائى درشت داشتند) از زمين بر مىكند و با سر، به زمين مىكوبيد، به گونهاى كه سرهاى آنها از تن جدا مىشد، همچون درخت نخلى كه ريشهكن شده باشد».
***