تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
از يك مركز دور مىشوند، و هر قدر فاصله آنها از اين مركز بيشتر باشد، بر سرعت سير آنها افزوده مىگردد، مثل اين است كه زمانى كليه ستارگان در اين مركز مجتمع بودهاند، و بعد از آن از هم پاشيده، و مجموعه ستارگان بزرگى از آنها جدا و به سرعت به هر طرف روانه مىشوند!
دانشمندان از اين موضوع چنين استفاده كردهاند كه جهان داراى نقطه شروعى بوده است». «١»
«ژرژ گاموف» در كتاب «آفرينش جهان»، در اين زمينه چنين مىگويد:
«فضاى جهان كه از ميلياردها كهكشان تشكيل يافته، در يك حالت انبساط سريع است، حقيقت اين است كه جهان ما در حال سكون نيست، بلكه انبساط آن مسلم است.
پى بردن به اين كه، جهان ما در حال انبساط است، كليد اصلى را براى گنجينه معماى جهانشناسى مهيا مىكند، زيرا اگر اكنون جهان در حال انبساط باشد، لازم مىآيد كه زمانى در حال انقباض بسيار شديدى بوده است»!. «٢»
تنها دانشمندان فوق نيستند كه به اين حقيقت اعتراف كردهاند، افراد ديگرى نيز اين معنى را در نوشتههاى خود آوردهاند كه نقل كلمات آنها به درازا مىكشد.
جالب توجه اين كه، تعبير به «إِنَّا لَمُوسِعُونَ» (ما گسترش دهندگانيم) با استفاده از جمله اسميه و اسم فاعل، دليل بر تداوم اين موضوع است، و نشان مىدهد كه اين گسترش، همواره وجود داشته، و همچنان ادامه دارد، و اين درست همان چيزى است كه امروز به آن رسيدهاند كه، تمام كرات آسمانى و كهكشانها در آغاز در مركز واحدى جمع بوده (با وزن مخصوص فوقالعاده