تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١
٥٢ كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ
٥٣ أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ
٥٤ فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ
٥٥ وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ
ترجمه:
٥٢- اين گونه است كه هيچ پيامبرى قبل از اينها به سوى قومى فرستاده نشد مگر اين كه گفتند: «او ساحر است يا ديوانه»!
٥٣- آيا يكديگر را به آن سفارش مىكردند؟! نه، بلكه آنها قومى طغيانگرند!
٥٤- حال كه چنين است از آنها روى بگردان كه هرگز درخور ملامت نخواهى بود.
٥٥- و پيوسته تذكر ده، زيرا تذكر مؤمنان را سود مىبخشد.
تفسير:
تذكر ده، كه تذكر سودمند است
در آيه ٣٩ همين سوره خوانديم: «فرعون» در برابر دعوت موسى عليه السلام به سوى خداوند يكتا، و ترك ظلم و بيدادگرى، موسى عليه السلام را متهم ساخت كه او «ساحر» يا «مجنون» است، اين نسبت كه از سوى مشركان به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز داده مىشد، براى مؤمنان اندك نخستين، بسيار گران بود، و روح پاك پيامبر صلى الله عليه و آله را آزرده مىساخت.
آيات مورد بحث، براى دلدارى پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان مىگويد: تنها تو نيستى