تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥
٢٢ وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ
٢٣ يَتَنازَعُونَ فِيها كَأْساً لا لَغْوٌ فِيها وَ لا تَأْثِيمٌ
٢٤ وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ
٢٥ وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ
٢٦ قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ
٢٧ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ
٢٨ إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ
ترجمه:
٢٢- و از ميوهها و گوشتها- از هر نوع كه بخواهند- در اختيارشان مىگذاريم!
٢٣- آنها در بهشت جامهاى پر از شراب طهور را كه نه بيهودهگوئى در آن است و نه گناه از يكديگر مىگيرند!
٢٤- و پيوسته بر گردشان نوجوانانى براى (خدمت) آنان گردش مىكنند كه همچون مرواريدهاى درون صدفند!
٢٥- در اين هنگام رو به يكديگر كرده (از گذشته) سؤال مىنمايند.
٢٦- مىگويند: «ما در ميان خانواده خود ترسان بوديم (مبادا گناهان آنها دامن ما را بگيرد)!
٢٧- اما خداوند بر ما منت نهاد و از عذاب كشنده ما را حفظ كرد!
٢٨- ما از پيش او را مىخوانديم (و مىپرستيديم) كه اوست نيكوكار و مهربان!