تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢
مرده را زنده كرديم؛ (آرى) زنده شدن مردگان نيز همين گونه است!
تفسير:
لحظهاى به آسمان بنگريد!
اين آيات، همچنان بحث «ادله معاد» را دنبال مىكند، گاه از طريق «قدرت بى انتهاى حق»، و گاه از «وجود صحنههاى معاد در همين دنيا» كمك مىگيرد.
نخست توجه منكران را به آفرينش آسمانها جلب كرده، مىگويد: «آيا به آسمان در بالاى سرشان نگاه نكردند كه چگونه ما آن را بنا كردهايم، بىآنكه ستون و پايهاى داشته باشد؟! و چگونه آن را به وسيله ستارگان زينت بخشيدهايم، در حالى كه هيچ شكاف و ناموزونى در آن وجود ندارد»؟! «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ».
منظور از نگاه كردن در اينجا، نگاهى توأم با انديشه و تفكر است، كه انسان را به قدرت عظيم خالق اين آسمان پهناور و شگفتىهايش آشنا سازد، كه هم عظمت خيره كنندهاى دارد، هم زيبائىهاى فراوان، و هم استحكام و نظم و حساب.
جمله «وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ» (هيچ شكافى در آن نيست)، يا به معنى عدم وجود نقص و عيب و ناموزونى است، چنان كه بعضى از مفسران گفتهاند، و يا به معنى عدم وجود شكاف در خصوص آسمانى است كه اطراف زمين را احاطه كرده، و جو زمين ناميده مىشود، و به گفته قرآن «سقف محفوظى» است «١» كه راه را بر سنگهاى آسمانى كه به طور مداوم، با سرعت سرسامآورى به سوى زمين مىآيد مىبندد، و قبل از وصول به سطح زمين، آنها را آتش مىزند و خاكستر