تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٩
آنها از شدت اندوه و شرم سياه مىشد، ولى با اين حال، فرشتگان را دختران خدا مىخواندند!
اگر آنها با عالم بالا مربوطند، و با اسرار وحى آشنا هستند، آيا نمونه وحى آنها همين خرافات مضحك و اين عقائد ننگين و شرمآور است؟
بديهى است، دختر و پسر از نظر ارزش انسانى با هم تفاوتى ندارند، و تعبير آيه فوق، در حقيقت، از قبيل استدلال به عقيده باطل طرف مخالف بر ضد خود او است.
قرآن، در آيات متعددى روى نفى اين عقيده خرافى تكيه كرده، و آنها را در اين زمينه به محاكمه مىكشد و رسوا مىسازد. «١»
***
سپس از اين مرحله نيز تنزل كرده، به ذكر يكى ديگر از امورى كه امكان دارد وسيله بهانهجوئى آنها شود اشاره كرده، مىفرمايد: «آيا تو از آنها اجر و پاداشى در مقابل ابلاغ رسالت مطالبه مىكنى، كه همچون بارى گران بر دوش آنها سنگينى مىكند»؟! «أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ».
«مَغْرَم» (بر وزن مكتب) از ماده «غرم»، به معنى زيانى است كه بدون جهت دامن انسان را مىگيرد، و «غريم» به طلبكار و بدهكار هر دو اطلاق مىشود.
«مُثْقَل» از ماده «اثقال» به معنى تحميل مشقت و بار گران است، بنابراين معنى جمله چنين مىشود: «آيا تو غرامت در برابر ابلاغ رسالت از آنها مطالبه مىكنى، كه آنها از پرداخت آن ناتوانند، و به اين دليل ايمان نمىآورند»؟!