تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٠
سرچشمه پيدايش بتهاى ديگر، و مايه گرمى بازار بتپرستى است.
***
٤- باز هم افسانه «غرانيق»!
در لابلاى بحثى كه پيرامون بتهاى سهگانه عرب، «لات» و «عزى» و «منات» از نظر تاريخى داشتيم، به اين نكته اشاره شده كه آنها اين بتها را «غرانيق» بلند پايه! مىدانستند، كه از آنها اميد شفاعت داشتند ( «غرانيق» جمع «غرنوق» (بر وزن مزدور) به معنى نوعى پرنده آبى سفيد، يا سياه رنگ است) و لذا گاه به دنبال ذكر نام اين بتها با جملههاى «تِلْكَ الْغَرانِيْقُ الْعُلى وَ انَّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجى» آنها را بدرقه مىكردند.
در اينجا يك داستان خرافى در بعضى از كتب نقل شده، كه: «پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه به آيه مورد بحث (أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى) رسيد، اين دو جمله را شخصاً بر آن افزود: «تِلْكَ الْغَرانِيْقُ الْعُلى وَ انَّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجى»! و همين سبب شد كه مشركان خوشحال شوند، و آن را نوعى انعطاف در مسأله بتپرستى از ناحيه پيامبر صلى الله عليه و آله بدانند! و در پايان اين سوره كه مردم را به سجده دعوت كرد، آنها نيز همراه مسلمانان به سجده افتادند!، اين خبر به عنوان اسلام آوردن مشركان در همه جا پيچيد، و حتى به گوش مسلمانان مهاجر «حبشه» رسيد، و گروهى چنان خوشحال شدند و احساس امنيت كردند، كه از هجرتگاه خود «حبشه» به «مكّه» بازگشتند». «١»
اما همان گونه كه در تفسير آيه ٥٢ سوره «حج» مشروحاً بيان كرديم، اين نسبتى است ناروا، و دروغى است رسوا، كه دلائل و قرائن بسيارى بطلان آن را روشن مىكند، كسانى كه اين دروغ را به هم بافتهاند، هيچ فكر نكردهاند كه قرآن