تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦
را در اين ايام و در اين مراسم مىديدند، ابداً متعرض او نمىشدند.
در اينجا ماجراى مفصلى پيش آمد كه به عقد قرارداد صلحى ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و مشركان «مكّه» به نام «صلح حديبيه» ناميده شد، كه بعداً از آن سخن خواهيم گفت، ولى به هر صورت در آن سال مانع ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به «مكّه» شدند، پيامبر صلى الله عليه و آله ناچار به يارانش دستور داد: شترهاى خود را در همانجا قربانى كنند، سرهاى خود را بتراشند، از احرام بيرون آيند، و به سوى «مدينه» باز گردند.
در اينجا طوفانى از غم و اندوه، مسلمانان را فرا گرفت، و انبوهى از ناراحتىها و گاه شك و ترديد، بر افراد ضعيف الايمان، غالب شد.
موقعى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از «حديبيه» به سوى «مدينه» مىآمد، مركبش سنگين شد، از حركت باز ايستاد، و در همين حال چهره مباركش غرق سرور و شادمانى بىسابقهاى گشت، فرمود: هم اكنون آيات سوره «فتح» بر من نازل شد. «١»
و از اينجا جوّ خاص حاكم بر اين سوره كاملًا نمايان مىشود.
در يك بررسى اجمالى، مىتوان گفت: اين سوره از هفت بخش تشكيل يافته است:
١- سوره، با مسأله بشارت فتح، آغاز مىشود، آيات پايان آن نيز به همين مسأله مربوط است، كه تأكيد بر تحقق خواب پيامبر صلى الله عليه و آله دائر به وارد شدن به «مكّه» و انجام «مناسك عمره» است.
٢- بخش ديگرى از سوره، حوادث مربوط به «صلح حديبيه» و «نزول سكينه» و آرامش بر دلهاى مؤمنان، و مسأله «بيعت رضوان» را بازگو مىكند.
٣- در بخش سوم، از مقام پيامبر صلى الله عليه و آله و هدف والاى او سخن مىگويد.
٤- در قسمت چهارم، از كارشكنىهاى منافقان و نمونههائى از عذرهاى واهى آنها در مورد عدم شركت در ميدان جهاد، پرده بر مىدارد.