تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠
اين تشبيه، نشان مىدهد كه غيبت، همانند خوره، كه گوشت تن را مىخورد و متلاشى مىكند، به سرعت ايمان انسان را بر باد مىدهد، و با توجه به اين كه انگيزههاى غيبت، امورى همچون حسد، تكبر، بخل، كينهتوزى، انحصار طلبى و مانند اين صفات زشت و نكوهيده است، روشن مىشود كه چرا غيبت و از بين بردن آبرو و احترام مسلمانان از اين طريق، اين چنين ايمان انسان را بر باد مىدهد (دقت كنيد).
روايات در اين زمينه در منابع اسلامى بسيار زياد است، كه با ذكر حديث ديگرى اين بحث را پايان مىدهيم امام صادق عليه السلام مىفرمايد: مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَايَةً يُرِيدُ بِهَا شَيْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوَّتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَايَتِهِ إِلَى وَلَايَةِ الشَّيْطَانِ فَلَا يَقْبَلُهُ الشَّيْطَانُ!: «كسى كه به منظور عيبجوئى و آبروريزى مؤمنى سخنى نقل كند، تا او را از نظر مردم بيندازد، خداوند او را از ولايت خودش بيرون كرده، به سوى ولايت شيطان مىفرستد، و اما شيطان هم او را نمىپذيرد»!. «١»
تمام اين تأكيدات، و عبارات تكان دهنده، به خاطر اهميت فوقالعادهاى است كه اسلام براى حفظ آبرو، و حيثيت اجتماعى مؤمنان، قائل است، و نيز به خاطر تأثير مخربى است كه غيبت در وحدت جامعه، و اعتماد متقابل و پيوند دلها دارد، و از آن بدتر اين كه، «غيبت» عاملى است براى دامن زدن به آتش كينه و عداوت و دشمنى و نفاق و اشاعه فحشاء در سطح اجتماع؛ چرا كه وقتى عيوب پنهانى مردم از طريق غيبت آشكار شود، اهميت و عظمت گناه از ميان مىرود، و آلودگى به آن آسان مىشود.
***