تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩
***
و آخرين نعمت در اين سلسله، همان نعمت آرامش كامل و اطمينان خاطر از هر گونه عذاب و كيفر است، چنان كه در آيه بعد مىفرمايد: «در اين حال كه آنها در كنار هم قرار دارند، از وضع گذشته از يكديگر سؤال مىكنند» و آن را با وضع بهشت مقايسه كرده لذت مىبرند «وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ».
***
«مىگويند: ما قبل از اين در ميان خانواده خود خائف و ترسان بوديم» «قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ».
با اين كه، در ميان خانواده خود زندگى مىكرديم و بايد احساس امنيت كنيم، باز ترسان بوديم، از اين بيم داشتيم كه، حوادث ناگوار زندگى و عذاب الهى، هر لحظه فرا رسد، و دامن ما را فرو گيرد.
از اين بيم داشتيم كه، فرزندان و خانواده ما، راه خطا پيش گيرند، و در وادى ضلالت، گمراه و سرگردان شوند.
و از اين بيم داشتيم كه، دشمنان سنگدل، ما را غافلگير سازند و عرصه را بر ما تنگ كنند.
***
«اما خداوند بر ما منت گذارد، رحمت واسعه او شامل حال ما شد، و از عذاب كشنده ما را حفظ كرد» «فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ».
آرى، پروردگار مهربان، ما را از زندان دنيا با تمام وحشتهايش نجات بخشيد، و در كانون نعمتهايش، يعنى بهشت، جاى داد.
آنها هنگامى كه گذشته خود را به خاطر مىآورند، و جزئيات آن را متذكر مىشوند، و با وضعى كه در آن قرار دارند، مقايسه مىكنند، به ارزش نعمتهاى