تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦
٤ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً
ترجمه:
٤- او كسى است كه آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل كرد تا ايمانى بر ايمانشان بيفزايند؛ لشكريان آسمانها و زمين از آنِ خداست، و خداوند دانا و حكيم است.
تفسير:
نزول سكينه بر دلهاى مؤمنان
آنچه در آيات گذشته خوانديم، مواهب بزرگى بود كه خدا در پرتو «فتح مبين» (صلح حديبيه) نصيب پيامبر صلى الله عليه و آله كرد، اما در آيه مورد بحث، از موهبت عظيمى كه بر همه مؤمنان مرحمت فرموده، بحث مىكند، مىفرمايد: «او كسى است كه سكينه و آرامش را بر دلهاى مؤمنان نازل كرد، تا ايمانى بر ايمانشان بيفزايد» «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ».
چرا سكينه و آرامش بر دل آنها فرود نيايد؟ «در حالى كه لشكريان آسمانها و زمين از آن خدا است، و خداوند دانا و حكيم است» «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً».
***
اين سكينه چه بود؟
باز لازم است در اينجا به داستان «صلح حديبيه» بر گرديم، و خود را در فضاى «حديبيه» و در جوّى كه بعد از صلح پيدا شد، تصور كنيم، تا به عمق