تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩
در حقيقت، اين تعبيرات اشاره لطيفى است به قانون «لطف»، آن هم «لطف تكوينى».
توضيح اين كه: وقتى شخص حكيم، كارى را مىخواهد تحقق بخشد، زمينههاى آن را از هر نظر فراهم مىسازد، اين اصل، در مورد هدايت انسانها نيز كاملًا صادق است.
خدا مىخواهد همه انسانها- بىآنكه تحت برنامه جبر قرار گيرند- با ميل و اراده خود، راه حق را بپويند، لذا از يكسو، ارسال رسل مىكند، و انبياء را با كتابهاى آسمانى مىفرستد، و از سوى ديگر، «ايمان» را محبوب انسانها قرار مىدهد، آتش عشق حقطلبى و حقجوئى را در درون جانها شعلهور مىسازد، و احساس نفرت و بيزارى از كفر و ظلم و نفاق و گناه را در دلها مىآفريند.
و به اين ترتيب، هر انسانى فطرتاً خواهان ايمان و پاكى و تقوا است، و بيزار از كفر و گناه.
ولى، كاملًا ممكن است در مراحل بعد، اين آب زلالى كه از آسمان خلقت در وجود انسانها ريخته شده، بر اثر تماس با محيطهاى آلوده، صفاى خود را از دست دهد، و بوى نفرتانگيز گناه و كفر و عصيان گيرد.
اين موهبت فطرى، انسانها را به پيروى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و تقدم نيافتن بر او دعوت مىكند.
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه، محتواى اين آيه، با موضوع «مشورت» هرگز منافات ندارد؛ زيرا هدف از «شورى» اين است كه هر كس عقيده خود را بيان كند، ولى، نظر نهائى با شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است، چنان كه از آيه «شورى» نيز همين استفاده مىشود.