تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١
آخرين آيه مورد بحث، اين حقيقت را روشن مىسازد كه، اين محبوبيت ايمان، و منفور بودن كفر و عصيان، از مواهب بزرگ الهى بر بشر است.
مىفرمايد: «اين فضلى است از ناحيه خداوند، و نعمتى است كه بر شما ارزانى داشته، و خداوند دانا و حكيم است» «فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ». «١»
آگاهى و حكمت او ايجاب مىكند، كه عوامل رشد و سعادت را در شما بيافريند، و آن را با دعوت انبياء هماهنگ و تكميل سازد، و سرانجام شما را به سر منزل مقصود برساند.
ظاهر اين است كه «فضل» و «نعمت»، هر دو اشاره به يك واقعيت است، و آن مواهبى است كه از ناحيه خداوند، به بندگان اعطاء مىشود، منتها «فضل» از اين نظر بر آن اطلاق مىشود كه خدا به آن نياز ندارد، و «نعمت» از اين نظر كه بندگان به آن محتاجند، بنابراين، به منزله دو روى يك سكهاند.
بدون شك، علم خداوند به نياز بندگان، و حكمت او در زمينه تكامل و پرورش مخلوقات، ايجاب مىكند، اين نعمتهاى بزرگ معنوى، يعنى محبوبيت ايمان و منفور بودن كفر و عصيان را، به آنها مرحمت كند.
***
نكتهها:
١- «هدايت الهى» و «آزادى اراده»
آيات فوق ترسيم روشنى از ديدگاه اسلام در زمينه مسأله «جبر و اختيار» و «هدايت و اضلال» است؛ زيرا اين نكته را به خوبى آشكار مىكند كه: كار