تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥
به هر حال، اين مسأله مهمى است كه افراد كوتهفكر، غالباً تصورشان اين است كه با قبول ايمان، و انجام عبادات و طاعات، خدمتى به ساحت قدس الهى يا پيامبر صلى الله عليه و آله و اوصياى او عليهم السلام كردهاند، و به همين دليل انتظار پاداش دارند.
در حالى كه اگر نور ايمان به قلب كسى بتابد، و اين توفيق نصيبش شود كه در سلك مؤمنان در آيد، بزرگترين لطف الهى شامل حال او شده است.
«ايمان» قبل از هر چيز، درك تازهاى از عالم هستى به انسان مىدهد، حجابها و پردههاى خود خواهى و غرور را كنار مىزند، افق ديد انسان را مىگشايد، و شكوه و عظمت بى مانند آفرينش را در نظر او مجسم مىكند.
سپس، نور و روشنائى بر عواطف او مىپاشد و آنها را پرورش مىدهد، ارزشهاى انسانى را در او زنده مىكند، استعدادهاى والاى او را شكوفا مىسازد، علم و قدرت و شهامت و ايثار و فداكارى و عفو و گذشت و اخلاص به او مىدهد، و از موجودى ضعيف، انسانى نيرومند و پر ثمر مىسازد.
دست او را گرفته و از مدارج كمال بالا مىبرد، و به اوج قله افتخار مىرساند، او را هماهنگ با قوانين عالم هستى، و عالم هستى را در تسخير او قرار مىدهد.
آيا اين نعمتى است كه خداوند بر انسان ارزانى داشته، يا منتى است كه انسان بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بگذارد؟!
همچنين، هر يك از عبادات و اطاعات، گامى است به سوى تكامل: قلب را صفا مىبخشد، شهوات را كنترل مىكند، روح اخلاص را تقويت مىنمايد، به جامعه اسلامى وحدت و يكپارچگى و قوت و عظمت مىبخشد.
هر كدام، يك كلاس بزرگ تربيتى است، و درسى است آموزنده.
اينجا است كه انسان، بايد هر صبح و شام، شكر نعمت ايمان به جا آورد، و