تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢
مىگويند (شهرهاى زير و رو شده).
بعضى معتقدند: ويرانههاى اين شهرها در زير آب فرو رفته، و مدعى هستند كه در گوشهاى از درياچه «بحر الميت»، ستونها و آثار ديگرى كه دلالت بر خرابههاى اين شهر مىكند ديدهاند.
و اين كه در بعضى از تفاسير اسلامى مىبينيم: منظور از جمله «وَ تَرَكْنا فِيها آيَةً»، همان آبهاى گنديدهاى است كه جاى اين شهرها را فرا گرفته، ممكن است اشاره به همين معنى باشد كه بعد از زلزلههاى شديد، و شكافته شدن زمين، راهى از «بحر الميت» به اين سرزمين بلاديده گشوده شده، و همه اين شهرها به زير آب فرو رفته!
در حالى كه بعضى ديگر معتقدند: شهرهاى «لوط» به زير آب فرو نرفته، و هم اكنون در نزديكى «بحر الميت» منطقهاى است كه زير سنگهاى سياهى پوشيده شده، كه احتمالًا محل شهرهاى «لوط» است.
و نيز گفتهاند: مركز ابراهيم عليه السلام در شهر «حبرون» در فاصله نه چندان دور از «سدوم» قرار داشت، و موقعى كه بر اثر زلزله يا صاعقه، شهرهاى آنها آتش گرفت، ابراهيم عليه السلام در نزديكى «حبرون» ايستاده بود و دود شهر را كه متصاعد بود با چشم خود مىديد. «١»
از مجموع اين گفتار، حدود تقريبى اين شهرها روشن مىشود، هر چند جزئيات آن هنوز در پردهاى از ابهام باقى مانده.
***