تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٧
٣- در آيات بعد آمده است، كه پيامبر او را نزد «سدرة المنتهى» (بر فراز آسمانها ديد)، اگر منظور جبرئيل باشد، او در سفر معراج، از آغاز و از روى زمين با پيامبر همراه بود، و تنها در اوج آسمان او را نديد، مگر اين كه گفته شود در آغاز او را به صورت انسانى مشاهده كرد، و در آسمان به صورت اصليش در حالى كه قرينهاى بر اين مطلب در آيات نيست.
٤- تعبير به «عَلَّمَه» يا مانند آن در قرآن مجيد، هيچگاه در مورد جبرئيل به كار نرفته، و اين تعبير، در مورد خداوند نسبت به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و پيامبران ديگر بسيار زياد است، و به عبارت ديگر، جبرئيل معلم پيامبر صلى الله عليه و آله نبود، بلكه واسطه وحى بود، و معلمش تنها خدا است.
٥- درست است كه جبرئيل فرشتهاى است والامقام، ولى مسلماً پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مقام والاترى دارد، چنان كه در داستان معراج نيز آمده است كه، او در سير صعودى معراج در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله بود، به نقطهاى رسيد و از حركت بازماند، و گفت: «اگر يك سر انگشت بالاتر روم، پر و بالم مىسوزد»! ولى، پيامبر صلى الله عليه و آله همچنان به سير خود ادامه داد.
با اين حال، مشاهده كردن «جبرئيل» در صورت اصليش، متناسب آن چنان اهميتى كه در اين آيات به آن داده شده نيست، و به تعبير سادهتر، براى پيامبر صلى الله عليه و آله زياد مهم نبود كه به چنين ديدارى نائل گردد، با اين كه اين آيات اهميت فوقالعادهاى براى اين ديدار قائل شده است.
٦- جمله «ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى» (قلب پيامبر صلى الله عليه و آله آنچه را ديده خلاف نمىگويد) نيز، دليل بر يك شهود باطنى است، نه مشاهده حسى با چشم نسبت به جبرئيل.
٧- از همه اينها گذشته، در روايات متعددى كه از منابع اهل بيت عليهم السلام نقل