تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥
پس از آن ادامه مىدهد: «به كسى كه در حال سكرات مرگ است: گفته مىشود: اين همان چيزى است كه ناخوش داشتى و از آن مىگريختى»! «ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ». «١»
آرى، مرگ واقعيتى است كه غالب افراد از آن مىگريزند؛ به خاطر اين كه آن را «فنا» مىدانند، نه دريچهاى به عالم «بقاء»، يا به خاطر علائق و پيوندهاى شديدى كه با دنيا و مواهب مادى دارند، و نمىتوانند از آن دل بر كنند، و يا به خاطر تاريكى نامه اعمالشان!
هر چه هست، از آن گريزانند، اما چه سود؟ اين سرنوشتى است در انتظار همگان، و شترى است كه بر در خانه همه كس خوابيده، و احدى را توان فرار از آن نيست، سرانجام همه در كام مرگ فرو مىروند، و به آنها گفته مىشود: اين همان است كه از آن فرار مىكرديد؟!
گوينده اين سخن ممكن است خدا باشد، يا فرشتگان، و يا وجدانهاى بيدار و يا همه اينها.
اين حقيقت را قرآن در آيات ديگرى نيز خاطر نشان ساخته، در آيه ٧٨ سوره «نساء» مىفرمايد: أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ: «هر جا باشيد، مرگ شما را درمىيابد؛ هر چند در برجهاى محكم باشيد»!
گاه انسان مغرور، تمام واقعيتهاى عينى را كه با چشم مىبيند، بر اثر خودخواهى و حب دنيا، به دست فراموشى مىسپارد، تا جائى كه سوگند ياد